تبليغاتX
دعای فرج آقا امام زمان (عج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏و َناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

یکی که دلش از دنیا خیلی پره


یکی که دلش از دنیا خیلی پره

از غروب طلائي رنگي كه آن روزها نوازشگر چشمهايم بودند و حالا غم انگيزترين حادثه روز...!

 

سلام

من دوباره اومدم

اینبار فرق میکنه چون با وب جدید اومدم

هرکس خواست اعلام کنه ادرس بهش بدم.

از ورود ادمهای بی جنبه هم معذورم.

+نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت0:8توسط یه دوست | |

 

سلام

اين آپ يکم طولانی هستش اگه حال و حوصله ش رو داريد بخونيد وگرنه بسلامت.

من ميخوام اين خونه خودم رو عوض کنم،

چون اين وبلاگ رو چند نفر از دوستام مياد ميخونن؛

من ميخوام از اين به بعد يه جايی باشم تنها که دوستی نزديک حضور نداشته باشه.

دوست دارم حالا حالاها تنهای تنها باشم.

دوست دارم کسی از خونه ی تنهايی من خبر نداشته باشه.

حتی برام مهم نيست که کسی به خونه ی جديد من سر بزنه يا نزنه،

هرکی دلش بخواد و دوست داشته باشه مياد.

من اين همه مدت با اين آدمها بودم

(نميدونم چی بزارم اسمشون رو – اخه هرچی بد و بيراهی بهشون بگم کمه-

تا اين حد که ارزش بد و بيراه گفتن هم ندارن-

من مطمئنم خدا اگه ميدونست اين مخلوقی که آفريده اينطور رفتار ميکنه،

هيچ وقت انسان رو به وجود نمی آورد)

دوست دارم از اين به بعد تنهای تنها باشم.

بدون هيچ حرف و حديثی.

اينو بگم که هيچ جايی وجود نداره که راحت باشی و يا اون ازادی که ميخوايی داشته باشی.

اگه انصاف داشته باشيم در مورد اين وبلاگ متن های واقعاً جالبی بود حداقل برا من اينطور بود.

قبلا گفتم که نظر ديگران برام اهميتی نداره،چون فقط نظر خودمو قبول دارم،

الان تو دلتون ميگيد که آدم خودخواهی هستم،ميدونم!!

ولی اين خودخواهی رو ديگران با رفتارشون بهم ياد دادند،

با کردارشون بهم ياد دادند که نظر ديگران اهميت نداره،نداشته و نخواهد داشت.

هرکسی بياد و بگه که من ميخوام طرز فکر اين انسانهارو عوض کنم،

کاملا در اشتباهه چون تا خود انسانها خودشون رو باور نکنند اينکار غير ممکنه.

يه جورايی این وبلاگ 90درصد حقيقعت زندگی بود،همه ما هم اين حقايق رو ميدونيم!

ولی وقتی ميخوايم عمل کنيم ديگران ما رو به تمسخر ميگيرند

و ما هم بر حسب اين تمسخر از اينکار پشيمان ميشم

و تظاهر ميکنيم که از اين حقيقت خبر نداريم.

هرکی دوست داشت بهم اطلاع بده تا آدرس جديد رو بهش بدم.

*نکته مهم:

فعلاً خونه ساخته نشده

(منتظر وام مسکن هستم،ميدونيد که تا پارتی نداشته باشی از وام خبری نيست،

پارتی من هم فکرمه)

هر وقت ساخته شد تو همين وب اطلاع ميدم.ولی فکر نکنم تا قبل تیرما(امتحاناتم)ساخته بشه.

دعا کنيد اين وام زودتر در بياد.(منظورم ادرس خونه هستش)

البته اينو بگم که به اين وب هم ميام و سر ميزنم

ولی فعاليتش مثل قديدم نميشه.

من تو آخرين پست سال 87 يه آرزو کردم همون رو دوباره تکرار ميکنم.

خدایا امیدوارم روزی بشه که همه از شادی گله کنند نه از ناراحتی.

+نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت17:45توسط یه دوست | |

 

می دانید چرا آب هميشه به آن چيزی که می خواهد می رسد؟

1- دقيقاً می داند چی می خواهد (پايين رفتن)؛

2- اگر به سنگ برسد اول سعی می کند دورش بزند،

بعد اگر نتوانست سوراخش می کند؛

3- اگر به يک چاله رسيد،آرام صبر می کند تا پُر شود بعد رَد می شود.....

بيائيد ما هم در برابر مشکلات مثل آب باشيم.

مثل آب با مشکلات برخورد کنيم.

+نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت14:9توسط یه دوست | |

قـطره واشـــك عـــاشق

قطره؛دلش دريا می خواست

خيلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود

هر بار خدا می گفت:از قطره تا دريا راهيست طولانی،

راهی از رنج و عشق و صبوری،

هر قطره را لياقت دريا نيست!

قطره عبور كرد و گذشت،

قطره پشت سر گذاشت،

قطره ايستاد و منجمد شد،

قطره روان شد و راه افتاد،

قطره از دست داد و به آسمان رفت،

و قطره؛

هر بار چيزی از رنج و عشق و صبوری آموخت،

تا روزی كه خدا به او گفت:امروز روز توست،روز دريا شدن!

خدا قطره را به دريا رساند،

قطره طعم دريا را چشيد،

طعم دريا شدن را،

اما؛

روزی ديگر قطره به خدا گفت:از دريا بزرگ تر هم هست؟

خدا گفت:هست!

قطره گفت:پس من آن را می خواهم؛

بزرگ ترين را،و بی نهايت را !

پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت

و گفت:اينجا بی نهايت است!

و آدم عاشق بود،

دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بريزد،

اما هیچ كلمه ای توان سنگينی عشق را نداشت؛

آدم همه ی عشقش را درون يک قطره ريخت؛

قطره از قلب عاشق عبور كرد!

و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكيد.

خدا گفت:حالا تو بی نهايتی،

زيرا كه عكس من در

اشـــك عـــاشق

است!

+نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت12:37توسط یه دوست | |

 

ما آدم ها

ماآدم ها،لبخند هايمان را زير پای غرورمان له می كنيم.

ماآدم ها،عشق را باور داريم ،

اما هيچ وقت آنرا نمی پذيريم و اجازه نميدهيم به حريم قلبمان نفوذ كند.

ما آدم ها،از نفرت بيزاريم ، اما خيلی زود آنرا می پذيريم و اسيرش می شويم.

ما آدم ها،احساسات لطيف و شاعرانه مان را ناديده ميگيريم

وغم را به شادی و سرور ترجيح ميدهيم و

در دنيای سياه و بی رحم تنهايی گم ميشويم.

ماآدم ها،رهگذران مغروری هستيم كه جاده زندگی را صدها بار طی می كنيم،

اما لحظه ای به اطراف اين جاده سـبزه نمی نگريم

و محو زيبايی های آن نمی شويم،

ما فقط زندگی می كنيم تا ثانيه ها بگذرند،

اما نميدانيم كه ثانيه ها ميگذرند تا ما زندگی و عشق را تجربه كنيم .

ما آدم ها،به تمام عقايدمان ايمان داريم و به آنها احترام می گذاريم،

اما گاهی وقت ها آنها را فراموش می كنيم.

ما آدم ها،اين گونه در پــرتگــــاه های گناه رها ميشويم....

+نوشته شده در جمعه 14 فروردین1388ساعت17:38توسط یه دوست | |

 

سلام

ببخشید که دیر اومدم

بعد اون ماجرا دیگه حال و حوصله اینترنت رو نداشتم

از همگی معذرت که نتونستم بیام

به احتمال زیاد اخرین پست،

چرا به احتمال زیاد

مطمئناً اخرین پست من هستش تا سال اینده.

سال نو بر همگی مبارک

                 امیدوارم یکی از بهترین سال ها براتون باشه.

به امید روزی که همه از شادی گله کنند نه ازگرفتاری.

مــــــوفـــــــق بـــــاشــــــید....

------------------------------------------

چه می شد اگر خدا...

چه می شد اگر خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بدهد،

چرا که ما ديروز وقت نکرديم ازاوتشکر کنيم.

چه می شد اگر خدا فردا ديگر ما را هدايت نمی کرد،

چون امروز اطاعتش نکرديم

چه می شد اگر خدا امروز با ما همراه نبود،

چرا که امروز قادر به درکش نبوديم

چه می شد اگر ما  ديگر هرگز شکوفا شدن گلی را نمی ديديم،

چرا که وقتی خدا باران فرستاده بود گله کرديم

چه می شد اگر خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ می کرد،

چرا که از محبت ورزيدن به ديگران دريغ کرديم

چه می شد اگر خدا فردا کتاب مقدسش را از ما می گرفت،

چرا که ما امروز فرصت نکرديم آن را بخوانيم

چه می شد اگر خدا در خانه اش را می بست،

چون ما در قلبهای خود را بسته ايم

چه می شد اگر خدا ؛ خواسته هايمان رو پاسخ نمی گفت،

چون فراموشش کرده ايم..

چه می شد اگر خدا ...

+نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت19:30توسط یه دوست | |

سلام

دو روز هستش که ضد حال عجيبی خوردم ....

مگه يه انسان چقدر می تونه دو رو باشه !؟

از اين دو رويی ميخواد به چی برسه !

ميخواد بگه من زرنگ هستم.

راستش من ميخواستم يه کاری انجام بدم پيشنهاد رو من دادم،

طرف مقابل رو من راضی کردم،

کارهارو من روبراه کردم،

که وقتم رو پر کنم،

بعد انوقت که کارها درست شد،

يه نفر پيدا ميشه تمام کاسه و کوزه های منو خراب ميکنه و صاحب ميشم.

آيا اين عصبانيت داره يا نه؟

از وقتی که شنيدم دارم منفجر ميشم.

خدايييييييش عجب دنيای مسخره ای هستش.

مزخرف به تمام عيار ........

+نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387ساعت0:51توسط یه دوست |

 

سلام

امروز روز تولد وبلاگ منه،

امروز وبلاگ من يک ساله شد

روزی که من شروع به نوشتن وبلاگ کردم

فقط قصد داشتم دلتنگی و ناراحتی ها،غم و غصه هامو بنويسم،

و اگه هم يادتون باشه عنوانش رو گذاشتم تنها غم روی زمين!!

ولی بعدها متوجه شدم که اين چيزها رو فقط بايد تو خودت داشته

باشی و به کسی نگی و اعتماد نکنی.

و بعد تصميم گرفتم مطالبی که به درد ميخوره

و يا ارزش خوندن داره بذارم.

وقتی من اين وبلاگ رو داشتم افتتاح ميکردم تو اوج عصبانيت بودم

از خودم و تمام عالم وآدم بيزار بودم،

ولی حالا در کمال خونسردی و در کمال آرامش هستم.

در اون روز من تو کارها در بيشتر مواقع ديگران رو مقصر ميدونستم

ولی به مرور زمان ياد گرفتم

هر کسی رو ناراحت کردم و يا اشتباهی انجام دادم

اول خودمو مقصر بدونم و ببينم که کجای کار اشتباه کردم

بعد ديگران رو مقصر بدونم،و اگه هم اشتباه از طرف من باشه

اونقدر جرات پيدا کردم که با يه معذرت خواهی جبران کنم.

يه معذرت خواهی هيچ چيز از من کم نميکنه.

و انتظار هم ندارم که ديگران از من راضی باشند

چون نظر خودم بيشتر از ديگران برام اهميت داره.

+نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت16:24توسط یه دوست |

 

من در گذشته فراموش شده ای به دنيا آمدم

که مردمش يک دل داشتند و يک خدا،

ولی امروز همان مردم،

يک سر دارند و هزار سودا .

يک نام دارند و هزار چهره

چه شد ...

چه بر سرشان آمد ؟

کجايند مردمان پاک سرزمين من،

که روزگاری بعضی هايشان حرمت محمد آمنه را نگه ميداشتند

و بعضی هايشان قسم به نام عيسای مريم می خوردند ...

چه شد ...

چه بر سر ايمان و نام و نشانشان آمد ؟

مگر کعبه ابراهيم همانجا، ر جايش نيست ؟

مگر همه به سوی خدای عشق نماز نمی گذارند ؟

پس چرا هر يک سويی و هر کدام قبله ای متفاوت دارند ؟

اين يکی دروغ را حرام می داند ،

ديگری مصلحتی اش را صلاح ميداند !!!

اين يکی يک خدا دارد و هفتاد عشق ،

ديگری عشق را در گنجه پنهان می کند !!!

اين يکی داغ مُهر بی نماز بر پيشانی نشانده،

ديگری نمازش را در حضور ناب کسی می خواند که نامش خداست !

چه شد ...

چه بر سرشان آمد ؟

مگر اين مردمان همان مردمان گذشته نيستند!!؟

چه بر سرشان آمد، که اينگونه برگشته اند؟؟

+نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت11:42توسط یه دوست | |

 

تاريخچه ولنتاين هر سال در ماه فوريه در سراسر جهان،

عشاق و دلدادگان به مناسبت روز خاصی موسوم به روز سنت والنتاين،

شيرينی، گل و هدايای فراوانی نثار يكديگر می كنند.

آيا می دانيد كه اين قديس كيست و چرا مردم اين روز را گرامی داشته و آن را جشن می گيرند.

والنتاين در لغت به معنای معشوق و محبوب است.

اين جشن به تازگی درميان جوانان ايرانی هم رواج پيدا كرده است.

حتی پدر و مادران هم در اين روز بهانه ای يافته اند تا عشقشان را به يكدیگر ابراز كنند.

14 فوريه (‌25 بهمن ماه )‌روز خوبی است تا نگذاريم عشقمان كمرنگ شود و فرصتی است برای زنده

كردن عشق های قديمی كه شايد گرد و غبار زمان آن را به فراموشی سپرده است.

تاريخچه روز والنتاين - و الهه قديس اين روز خاص - در پرده ای از ابهام فرو رفته است.

تنها همين قدر می دانيم كه ماه فوريه از گذشته های دور، ماه مهرورزی و تحقق عشق بوده است.

همچنين می دانيم كه روز سنت والنتاين بقايايی مشترك از آيين رايج در ميان مسيحيان و روميان باستان

است،به راستی والنتاين چه كسی بود و چه اتفاقاتی برايش افتاده كه روز خاصی را در تاريخ به خود

اختصاص داده است؟

امروزه كليسای كاتوليك از سه قديس ياد می كند كه همگی والنتاين نام دارند و هر سه نفر آنها شهيد

عشق و محبت هستند.

يكی از افسانه ها حاكی است والنتاين در قرن سوم ميلادی و در روم باستان زندگی می كرده،

هنگامی كه امپراتور كلاديوس به اين نتيجه می رسد كه سربازان مجرد قدرتمندتر هستند،

ازدواج مردان جوان را غيرقانونی می كند تا بر تعداد سربازانش بيفزايد.

والنتاين اين حكم را بسيار ناعادلانه می داند از فرمان سرپيچی می كند و مردان و زنان جوان را در خفا

به عقد يكديگر درمی آورد.

كلاديوس که از اين عمل آگاه می شود،وی را به مرگ محكوم می كند.

بر اساس اين افسانه والنتاين خودش اولين"هديه والنتاين"را برای معشوقش می فرستد.

هنگامی كه والنتاين در زندان بوده،دلداده دختر جوانی می شود كه دختر زندانبان بوده است.

پيش از مرگش،نامه ای برای آن دختر نوشته و در پايان چنين امضا می كند"والنتاين تو"و اين عبارتی است

كه امروزه نيز در پايان برخی نامه ها به چشم می خورد.

در تمامی افسانه ها شاهد هستيم كه والنتاين پيكره و در حقيقت نمادی از همدلی،دلسوزی و از همه مهمتر

عشق است.

بر اساس يكی ديگر از افسانه ها،همه دختران مجرد شهر عصر همان روز اسامی شان را روی يك

تكه كاغذ نوشته و آن را در گلدانی می ريختند.

آنگاه هر كدام از پسران مجرد شهر يكی از آن اسامی را از داخل درمی آوردند و با صاحب آن نام آشنا

می شد.اين كار اغلب به ازدواج می انجاميد.

پاپ اعظم گلاسيوس نخستين بار در حدود 498 پس از ميلاد، روز 14 فوريه را روز سنت والنتاين قرار

داد،بنابراين روش قرعه كشی روميان برای انتخاب همسر ضد مذهب و غيرقانونی اعلام شد.

بعدها،انگليسی ها و فرانسوی ها در قرون وسطی بر اين باور شدند كه 14 فوريه آغاز فصل جفت گيری

پرندگان است و خود به رشد اين رای منجر شد كه روز والنتاين را بايد جشن گرفته و گرامی بدارند.

در قرن هفدهم در بريتانيای كبير بود كه روز والنتاين را در سرتاسر كشور جشن گرفتند.

در اواسط قرن هجدهم، دوستان و دلدادگان از هرطبقه اجتماعی كه بودند در اين روز به يكديگر هدايای

كوچك يا نامه های عاشقانه می دادند.

در پايان قرن هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان كارت های چاپی جايگزين دست نوشته ها

شدند.در آن زمان كه مردم را از ابراز احساسات فراوان منع می كردند،

كارت های از پيش آماده شده بهترين روش برای نشان دادن احساسات و علايق يك فرد به شمار می رفت.

همچنين هزينه بسيار نازل پست بهترين مشوق برای علاقه مندان به اين سنت محبوب به شمار می رفت.

در سال های بين1700تا1710بود كه امريكايی ها نيز به جرگه برگزاركنندگان روز والنتاين پيوستند.

براساس گزارشات آماری،ارسال بيش از يك ميليارد كارت والنتاين باعث شده است كه اين روز به عنوان

دومين روز در تمام سال باشد كه طی آن بيشترين تعداد كارت تبريك رد و بدل می شود

(تعداد كارت های ارسال شده برای گرامی داشت كريسمس 6/2 ميليارد برآورد شده است).

تـقريبا 85 درصد هدايای والنتاين توسط زنان خريداری می شود. علاوه بر ايالات متحده،

در كشورهای كانادا، مكزيك، انگلستان، فرانسه و استراليا نيز روز والنتاين را جشن می گيرند...

+نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت18:28توسط یه دوست | |

 

سلام آیا این عکس واقعیت داره یا نه؟؟

من که میگم همینطور!!

+نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت17:42توسط یه دوست | |

 

دل که رنجيد از کسی خرسند کردن مشکل  است

شيشه ی بشکسته را پيوند کردن مشکل است

کوه ناهموار را هموار کردن سخت نيست

حرف  ناهموار را هموارکردن مشکل است

بار حمّالان را بر دوش کشيدن سخت نيست

زير بار منّت نامرد رفتن مشکل است

+نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387ساعت15:38توسط یه دوست | |

 

* وقتی تنها شدی وقتی بغض کردی ولی دليل گريه کردن پيدا نکردی .

   بدون دل خدا برات تنگ شده و می خواد صداش کنی .

 

* به خاطر داشته باش:آرام باش،توکل کن،تفکر کن .

    سپس آستين ها را بالا بزن !

   آن گاه دستان خداوند را می بينی که زودتر از تو دست به کار شده است.

 

* از يکی از معصومين پرسيدند:

   در مقابل شيطان که اين گونه با وسواس به ما هجوم می آورد چه کنيم؟ 

   فرمودند:او از چپ و راست جلو و عقب به سراغ شما می آيد .

   اما راه بالا وپايين باز است ،

  او به کسی که دست به دعا بردارد يا به سجده افتد سلطه ندارد.

 

*گاهی به آسمان خیالم عبور کن

                  حال مرا به نیم نگاهی مرور کن

                                   دل مرده ام قبول،تواما مسیح باش

                                                       یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن

 

*چهره گل عندلیبان را غزل خوان می کند

                  دیدن دلبر هزاران درد درمان می کند

                                  مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار

                                                   من گلی دارم که عالم را گلستان می کند

+نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت15:36توسط یه دوست | |

 

شيعيان در سر هواى نينوا دارد حسين

خون دل با كاروان كربلا دارد حسين

از حريم كعبه و جدش به اشكى شست دست 

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين

بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است

ورنه اين بى حرمتى ها كى روا دارد حسين 

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند

عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين

+نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت12:35توسط یه دوست | |

 

سلام، سلامی به گرمی کسایی که در هیت های آقامون هستند

و برایش عزاداری میکنند و سرما رو حس نمیکنند

چون انقدر دلشون گرمه که یادشون میره سرمایی وجود داره ؛

ماه محرم فرا رسیده میدونم همه منتظر این ماه بودیم

همه دلتون هوای عزاداری در هیت ها رو داشت

من به همه مسلمانان این افتخار رو تبریک میگم

چون امام حسین(ع) بزرگترین افتخاراسلام و مسلمانان بود،

هستش، وخواهد بود،

وگرنه بعد از 1400 اندی سال اینگونه براش عزاداری نمیکردیم

و تسلیت میگم به خاطر این روزها و شبهای خاصی که سالی

یکبار به وجود میاد

امیدوارم هرکسی هر گرفتاری داره به واسطه این روزها و

شبها برآورده بشه ...

یه خواهش دارم از همه کسانی که در این هیت ها هستند

اگه میخواهید دعا کنید لطفاً برای همه دعا کنید .

ممنون از همه شما.....

اس ام اس ماه محرم

قیامت بی حسین غوغا ندارد،

شفاعت بی حسین معنا ندارد،

حسینی باش كه در محشر نگویند،

چرا پرونده ات امضاء ندارد

................................................
آبروی حسین به كهكشان می ارزد ،

یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ،

گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ،

گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
................................................
ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ،

بر دل فاطمه داغ عالم شد .

................................................

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین

................................................

پرسیدم:ازحلال ماه،چراقامتت خم است؟

آهی كشیدوگفت:كه ماه محرم است.

گفتم: كه چیست محرم؟

باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
................................................

السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده

(یاصاحب الزمان آجرک الله)

................................................
اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد

دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

................................................

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد
................................................

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته ...

یا حسین مظلوم ...
................................................

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...
................................................

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
................................................

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن
................................................

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله ...
................................................

كربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

................................................
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود
................................................

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
................................................
دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كن
................................................

گویند كه در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . .

علم فاطمه دست قلم عباس است.
................................................

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین
................................................
فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن
................................................

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
................................................

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
................................................

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ،

این قافله تا كربلا دیگر ندارد فاصله .

حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد .

................................................
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است .

پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار،سر درش عکس علی با ذوالفقار .

ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم .

نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است .

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است .

اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علـی (ع)

................................................
عالم همه محو گل رخسار حسین است ،

ذرات جهان درعجب از كار حسین است .

دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ،

یعنی كه خدای تو عزادار حسین است

................................................
عالم همه قطره و دریاست حسین ،

خوبان همه بنده و مولاست حسین ،

ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ،

از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

+نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت19:57توسط یه دوست | |